يحيى السهروردي
39
رسالة هياكل النور ( فارسي )
آن را در اين معناى أخير باز جسته است « 1 » . 13 - 2 . افزون بر اين ، به نظر مىرسد كه شيخ اشراق از به كارگيرى اصطلاح " هياكل النّور " قصد ديگرى نيز داشته است : جمع ميان آموزههاى إيراني واسلامى در باب توحيد اشراقي ونبوّت سامى ، ونشان دادن همسانى وارتباط « خورنهء » اوستايى و " سكينهء " قرآني . مىدانيم كه ترجمهء دقيق اصطلاح " سكينه " حتّى در زبان عربى هم دشوار است ؛ هر چند كه بيشتر از آن به معنى " ساكن شدن وآرامش وطمأنينه " اراده كردهاند « 2 » . اين اصطلاح از نظر لغوى معادل واژهء عبرى " شيخينا " است كه از آن به " حضور ناپيداى الهى در قدس الاقداس هيكل " ياد شده است « 3 » . سهروردى نيز « اين مفهوم را با أنوار معنوي محضى در ارتباط قرار مىدهد كه در نفس اسكان مىيابند ودر اين صورت ، نفس به " هيكلى نوراني " تبديل مىشود . هم چنان كه واژهء خورّه ( : فارسي شدهء خورنه ) مبيّن اسكان نور جلال در جان پادشاهان فرهمند إيران باستان است كه بهترين نمونهء آنان ، شاهان بختيار ، فريدون كيخسرواند [ كه ] روان آنان خود آتشكدهاى است » « 4 » . اكنون درمىيابيم كه سهروردى چگونه از « سكينه » به آن موهبت الهى ياد كرده كه شخص با دستيابى بدان در
--> ( 1 ) . غياث الدّين منصور دشتكى ، اشراق هياكل النّور ، نسخهء كتابخانهء آستان قدس رضوى به شمارهء 768 ، مورّخ 949 ق ، برگ 8 الف . ( 2 ) . نك : آرتور جفرى ، واژههاى دخيل در قرآن مجيد ، ترجمهء فريدون بدرهاى ، تهران ، 1372 ش ، ص 263 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان .